دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران ، z.abbaspour@scu.ac.ir
چکیده: (95 مشاهده)
مقدمه: اهداء عضو فرزند یکی از دردناک ترین تجربه های هیجانی و از پیچیده ترین فرایندهای روانی برای والدینی است که فرزند خود را از دست می دهند. هدف پژوهش حاضر تبیین تجربۀ زیستۀ والدینی بود که فرزند خود را بر اثر مرگ مغزی از دست داده و با اهداء اعضای او موافقت کرده بودند.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کیفی و به روش پدیدارشناسی بود. 9 مشارکتکننده که تجربه اهداء عضو فرزندشان را داشتند، به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق تا مرحله ی اشباع داده ها اجرا شد. مصاحبه ها ضبط و به صورت کتبی نوشته شدند و سپس به روش پدیدارشناسی توصیفی روانشناسانه Giorgi تحلیل شدند.
یافته ها: ساختار کلی تجربه زیسته والدین اهداء کننده عضو شامل 12 جزء تشکیل دهنده است: تصمیم مشترک، ادراک و پذیرش مرگ مغزی به عنوان تقدیر الهی، تردید و اضطراب در تصمیم به اهدا، ارزش های معنوی تسهیل گر، ناامیدی از درمان، نوع دوستی، متوفی به عنوان الگو تصمیمگیری، انفاق و بخشش، آرمانی سازی، مختل شدن روند زندگی، فقدان فرهنگسازی مناسب و هیجانات متناقض.
نتیجه گیری: تجربه زیسته والدین اهداکنندۀ عضو فرآیندی چندبعدی است که تصمیمگیری در آن تحتتأثیر باورهای دینی، ارزشهای معنوی، نوعدوستی و الگوگیری از متوفی قرار دارد. همزمان، این تجربه با اضطراب، هیجانات متناقض و چالشهای ناشی از کمبود فرهنگسازی همراه است. پیشنهاد میشود برای کاهش اضطراب و باورهای نادرست، برنامههای آموزشی و فرهنگسازی متناسبی در زمینه اهداء عضو اجرا شود و با توجه به نقش ارزشهای معنوی در تنظیم هیجانات، این والدین از حمایت روانشناسان و کارشناسان دینی بهره مند شوند .